زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 2 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️7 سالگیت مبارک

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

تشكر از دوستان

1394/3/10 7:53
نویسنده : صبا بانو
390 بازدید
اشتراک گذاری

دوستاي خوبم همراهاي عزيزم خيلي ممنونم كه به وبلاگ منو برديا سر ميزنيد  به تمام نظران تك به تك جواب ميدم فقط العان يك مقدار كارا با هم قاطي شده و نميتونم زياد چه تو نيني سايت چه اينجا فعال باشم نگهداري برديا يه طرف كه تجربه ندارم حال جسمي و روحيه خودم و بچه يه طرف ديگه تولد برديا اميد به زندگي رو تو وجودم هزاران برابر كرد و باعث شد يادم بره براي به دست اوردنش چه سختيا كشيدم اما يه مشكل به وجود اومد كه منو خيلي بهم ريخته هر چند خدا بزرگه و هيچ بنده اي رو به حال خمد نميزاره اما من العان صبوريمو از دست دادم .. تو معاينات نوزاد متوجه شديم برديا نهان بيضگي داره و هيچ كدوم از بيضه ها پايين نيومده ... دنبال گرفتن شناسنامه و دفتر چه بيمه هستم تا درمانشو  شروع كنيم ببينم چهةخاكي بايد تو سرم بريزم دو تا دكتر جريان رو تايد كردند ولي براي درمان تجويزي نكردن و گفتن برم پيش ارولوژيست ...

 

پسندها (3)

نظرات (7)

یه دوست ...
10 خرداد 94 8:46
صبای عزیز اصلا نگران نباش. خدا بزرگه. مطمئن باش هیچوقت خدا تنهات نمیزاره. یادته پارسال چقدر ناامید بودی ؟ اصلا انتظارشو داشتی امسال یه همچین موقعی یه دسته گل تو بغلت داری؟ مطمئن باش انقدر علم پیشرفت کرده که درمان یه همچین چیزی برای دکترا خیلی ساده و اسونه. انشاالله خدا هم به خودت و هم پسری سلامتی بده. و هرچه زودتر با خبرهای خوش برگردی عزیزم.
مامانی
10 خرداد 94 9:06
سلام مامانی بردیای عزیز. قدمش مبارک باشه برات خانمی نگران نباش پسملی من هم همین مشکل رو داشت، البته یکی از بیضه هاش. کلی دکتر بردیمش، از ارولوژیست گرفته تا سونوگرافی و ..... ولی تا شش ماهگی خودش آمد پایین. یه کم دست نگه دار الان برای هر درمانی خیلی کوچولوست. نگران نباش مامانی مهربون
پریا
10 خرداد 94 9:46
الهی بمیرم. اگه شیر خودت را بدی بدنش قوی میشه. راستی شما تو مشهد زندگی میکنید؟ من می خواستم بگم که من با مادر و خانواده داریم 15 میام مشهد. 16 صبح زود اون جاییم من به همه میسپرم برای بردیا جان دعا کنند.
زهره مامان دوقلوها
10 خرداد 94 10:52
سلام صبا جون اصلا و ابدا نگران نباش این خیلی مشکل بزرگی نیست و به سادگی قابل حل هست باید بری پیش یک متخصص یا به صورت فشار در نواحی خاص که خودشون بلدن و برحسب پیچیدگی موضوع متفاوت هست درستش میکنن و یا نهایت موقعی که بخوان ختنه کنن درستش می کنن اصلا نگران نباش گرچه حالت رو درک می کنم چون خودم از این روزا زیاد کشیدم خوش باشی کنار پسری
فائزه
10 خرداد 94 12:03
سلام عزیزم نگران نباش خدا خودش اون بالا هست کمک میکنه. ایشالا مشکلت هر چی زودتر حل شه. به خودت امید بده خانم گل. اینقد علم پیشرفت کرده و دکترای خوب هستند که میشه امیدوار بود. شاید قسمتت این جوری بود . مطمئن باش حل میشه تو که دوسال صبر کردی تا خدا یه پسر گل بهت داده. بهت کمک میکنه صبا جون هیچ کار خدا بی حکمت نیست خانمی. فقط توکل کن مطمئن باش عزیز جواب میگیری. فقط صبور باش. صبر کن خودش کمک میکنه.
مامان سارینا
11 خرداد 94 7:45
سلام صبا جون. می دونم که حتی یک خراش کوچک مادر رو از لحاظ روحی به هم میریزه. ولی نگرانی رو شیرت تأثیر میذاره که نهایتا باز رو گل پسرت تأثیر بد داره. به خدا توکل کن. انشاله به راحتی میگذره چون نهان بیضگی یک مریضی شایع بین نوزادانه. ما رو هم بی خبر نذار
صبا بانو
پاسخ
چشم عزيزم ميدونم بيماري لا علاج نيست ولي فكر اينكه بچه شش ماهه رو بفرستم زير تيغ جراحي وجودمو سلول به سلول از بين ميبره
عباس پدر مهربان
13 خرداد 94 10:41
سلام ماهم منتظر عکس های جدید هستیم
صبا بانو
پاسخ
چشم به زودي عكساي جديد پسملي رو ميزارم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد